محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
277
مناقب مرتضوى ( فارسي )
آنگاه به منزل امّ المؤمنين - رضى اللّه عنها - تشريف برده ، اشاره كرد به موضعى كه يك قدم آدم بكنيد . چون كندند ، ظرفى برآمد كه هزار دينار در او بود . چون به طفيل امير المؤمنين حق به حقدار رسيد و دين از گردن ابو بكر ساقط شد ، حضّار به انكسار تمام گفتند : كس به كدام زبان وصف على بن ابى طالب كند كه در هر وادى از همه پيش است ؛ هم در علم و فراست و هم در قوّت و شجاعت ، هم در سخاوت و مجاهدت و رياضت و هم با پيغمبر در نسبت و قرابت ! » منقبت : هم در كتاب مذكور مسطور است كه : « در زمان عمر بن الخطّاب به خلافت يكى از علماى يهودى آمده ، گفت : عالمترين شما به كتاب خدا و سنّت مصطفى كيست ؟ عمر اشاره به مرتضى على كرد . او گفت : اى خليفه ، هرگاه تو معترفى كه او اعلم است ، با وجود او تو از مردم بيعت مىستانى ؟ گفت : او به اين كار نمىپردازد . پس يهودى رو به امير آورده گفت : تو چنانى كه عمر دعوى كرده ؟ امير فرمود : بپرس هرچه مىخواهى تا جواب گويم ، گفت سؤال من از تو سه و سه و يك است . فرمود : چرا نگويى هفت ؟ گفت : اول از سه مىپرسم ؛ اگر جواب توانى گفت ، پس ديگر را هم سؤال كنم . امير فرمود : شرط كن اگر جواب سؤالات بگويم به دين اسلام درآيى . يهودى قبول نموده ، گفت : خبر ده از قطره خونى كه اول بر زمين چكيد و از چشمهاى كه اول بر روى زمين روان شد و از درختى كه اول در زمين پيدا شد . فرمود : به اعتقاد شما خون هابيل بود كه قابيل او را بكشت و نه چنين است . آن خون بطن است كه پيش از وجود شيث بر زمين افتاده و به عقيدهء شما چشمهء اول در بيت المقدس بود و نه چنان است . آن چشمهء ، چشمهء حيات است كه خضر در زمان ذو القرنين او را يافت و ماهى در او افتاده زنده شد و موسى و يوشع بن نون به دو رسيدند و شما گوييد درخت اول زيتون است كه نوح به جهت كشتى نشاند و نه چنان است . آن فجوهاى است كه آدم - عليه السّلام - از بهشت با خود آورد و انواع شجره از آن است . يهودى گفت : بدان خدايى كه خالق ليل و نهار است ، پدرم هارون به املاى موسى چنين نوشته . اكنون خبر ده از سهگانهء ديگر . اول آنكه ) بعد از سيّد انام - عليه الصّلوة و السّلام - چند اماماند ؛ دوم ) در كدام بهشت باشند ؛ سيّوم ) از اول سنگى كه از آسمان بر زمين آمد . فرمود : دوازده امام عادل باشند و زيان ندارد ايشان را ظلم هيچ ظالمى و دلتنگ نشوند از مخالفت هيچ مخالفى و سيّد كاينات در بهشت عدن باشد و ايشان نيز با وى باشند و اوّل سنگى كه بر زمين آيد به دانش شما صخرهء بيت المقدس است و نه چنان است . آن حجر الاسود است در بيت الحرام كه جبرئيل از آسمان آورده . يهودى گفت : و اللّه من نيز در كتاب هارون چنين